چه عواملی اقتصاد را در جنگ زنده نگه داشتند؟

چه عواملی اقتصاد را در جنگ زنده نگه داشتند؟

تاکسی مدرن: مفهوم «ستون های نامرئی اقتصاد» دقیقاً به همین واقعیت اشاره دارد این که بقا و ثبات، نه محصول یک تصمیم واحد، بلکه نتیجه هماهنگی هزاران کنش کوچک و مداوم است.


در ادبیات رسمی و گزارش های سیاستی، «زنجیره تأمین» به طور معمول یک اصطلاح فنی و نسبتاً انتزاعی است؛ مجموعه ای از گره ها، مسیرها و داده ها که کالا را از نقطه تولید به مصرف می رسانند؛ اما وقتی این مفهوم از سطح نمودارها و گزارش ها به میدان واقعی منتقل می شود، ماهیت آن بطورکامل تغییر می کند و چهره انسانی پیدا می کند.
در واقع، پشت هر شاخص لجستیکی، یک شبکه زنده از افراد قرار دارد: راننده ای که در شرایط ناامن و با ریسک های جاده ای مسیرهای طولانی را طی می کند، کارگری که در فضای فشرده و پر تنش بندر تخلیه و بارگیری انجام می دهد یا اپراتوری که در مرکز کنترل، مسیر حرکت قطارها و جریان کالا را در لحظه بازتنظیم می کند. این ها اجزای «نامرئی» یک سیستم به ظاهر فنی هستند که در عمل، بطورکامل انسانی و وابسته به تصمیم و تلاش لحظه ای افراد است.
از منظر تحلیلی، پایداری لجستیک در شرایط جنگی را می توان به سه مؤلفه کلیدی فروکاست: امنیت مسیرها، دسترسی پایدار به سوخت و هماهنگی اطلاعاتی میان حلقه های مختلف زنجیره. هرگونه اختلال در یکی از این سه محور، به شکل غیرخطی و سریع در کل سیستم منتشر می شود؛ به صورتی که کاهش ظرفیت حمل و نقل، حتی در مقیاس محدود، می تواند به افت عرضه در بازار و افزایش هزینه مبادله در سطح کلان و حتی کمبود و قحطی کالا منجر شود. این اثر دومینویی، یکی از خاصیت های اصلی اقتصاد در شرایط بحران است؛ جایی که سیستم ها به جای جذب اختلال، آنرا تقویت و منتقل می کنند.
در نهایت، آن چه این تحلیل را از سطح فقط فنی فراتر می برد، بعد انسانی آن است. در پس این سازوکار پیچیده، اشخاصی قرار دارند که نقش آنها نه در آمارها برجسته می شود و نه در داستانهای رسمی به صورت کامل دیده می شوند، اما دقیقا همین گروه اند که با استمرار فعالیت خود، «جریان» اقتصاد را زنده نگه می دارند. بدون حضور آنها، زنجیره تامین از یک ساختار سازمان یافته به مجموعه ای از گره های ازهم گسیخته تبدیل می شود؛ و این همان نقطه ای است که نشان میدهد تاب آوری واقعی، نه در سیستم ها، بلکه در انسان هایی نهفته است که این سیستم ها را در شرایط فشار، فعال نگه می دارند.

خدمات شهری


در گزارش های خبری، کمتر به این نکته پرداخته می شود که «بهداشت شهری» یکی از خطوط دفاعی در مقابل فروپاشی اجتماعی است. کارگران جمع آوری زباله و نیروهای آب و فاضلاب، در عمل با یک بحران خاموش مقابله می کنند: پیشگیری از تبدیل اختلال زیرساختی به بحران سلامت عمومی. از نگاه تخصصی، این بخش با مفهوم تاب آوری شهری گره خورده است توانایی یک شهر برای حفظ کارکردهای حیاتی تحت فشار.
تجربه ها نشان میدهد که وقفه بیشتر از ۷۲ ساعت در خدمات پسماند، ریسک شیوع بیماری های عفونی را به صورت قابل توجهی بالا می برد. بنابراین، استمرار این خدمات فقط «حفظ نظافت» نیست؛ بلکه یک مداخله پیشگیرانه در مقیاس جمعی است. نکته حائز توجه اینست که بر خلاف حملات گوناگون به کشور بخصوص در پایتخت و به رغم آن چه در طول ۴۰ روز جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی رخ داد، هنوز صدای جاروی پاکبانان در تاریکی شب شنیده می شد. این شاید یکی از بخش ناپیدای جنگ بود که به پایداری پاکیزگی محیط شهری کمک می کرد.
نکته قابل تأمل در این روایت آن است که بر خلاف تصویر کلیشه ای از شهر های جنگ زده، ویرانی، توقف کامل و خلأ در خیلی از لحظات ثبت نشده و چنین صحنه ای اصلاً دیده نشد. خیابان ها پر از رفت وآمد بودند، کامیون ها درحال تخلیه و بارگیری و آدم ها، هرکدام در نقش خود، مشغول ادامه دادن کار بودند. این ادامه بی وقفه، نوعی «عادی سازی در دل بحران» ایجاد می کند؛ وضعیتی که در آن، حیات اقتصادی و اجتماعی نه متوقف، بلکه بشکلی فشرده و گاه فرساینده ادامه خواهد یافت. همین تصویر کم نمایش اما واقعی، نشان میدهد که جنگ فقط در خطوط مقدم تعریف نمی گردد، بلکه در همین حرکت مداوم و بی ادعای شهر هم جریان دارد.

زنجیره تامین غذا


امنیت غذایی در زمان جنگ، از یک مسئله اقتصادی به یک مسئله امنیتی تبدیل می شود. کشاورزان، کارگران صنایع غذایی و توزیع کنندگان، در خط مقدم این نبرد خاموش قرار دارند. تحلیل ها نشان میدهد که در شرایط بحران، بازار غذا بشدت به شوک های عرضه حساس می شود. کوچک ترین اختلال در تولید یا توزیع می تواند منجر به رفتارهای احتکاری، افزایش ناگهانی تقاضا و بی ثباتی نرخها شود.
در لایه اجرا، سیاست هایی مانند سهمیه بندی، تثبیت قیمت و اولویت بندی حمل و نقل به کار گرفته می شود؛ اما موفقیت این سیاستها در نهایت به عملکرد همان نیروهای میدانی بستگی دارد آنهایی که نان را به دست مصرف کننده می رسانند. این وضعیت در طول جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه در ایران به خوبی مشاهده شد. عدم کمبود مواد غذایی در تمام کشور و بخصوص شهر های جمعیت پذیر از نان گرفته تا اقلام غذایی، نشان داد زنجیره تامین غذا در ایران طی دوره جنگ فراتر از انتظار کار کرد.

انرژی و زیرساخت


هیچ بخشی به اندازه انرژی، اثرات دومینویی ایجاد نمی نماید. برق و سوخت، پیش نیاز عملکرد تقریبا تمام بخش های دیگر هستند. کارکنان این حوزه، اغلب در شرایطی کار می کنند که زیرساخت ها لطمه پذیر و منابع محدود است. از منظر تخصصی، مدیریت این حوزه بر پایه مفهوم امنیت انرژی استوار است یعنی تضمین دسترسی پایدار به منابع انرژی با هزینه قابل قبول. در زمان جنگ، این مفهوم بسمت «مدیریت بحران» حرکت می کند: کاهش مصرف، اولویت بندی بخش ها و بازیابی سریع شبکه. گزارش ها نشان میدهد که حتی قطعی های کوتاه مدت اما گسترده می تواند تولید صنعتی را بشدت کاهش داده و زنجیره های دیگر را مختل کند.
در طول جنگ ۴۰ روزه پشتیبانی همه جانبه از سمت کارکنان و کارگران بدون تعطیلی سبب شد تا میزان خاموشی های بعد از حملات به صورت قابل توجهی مدیریت شود. مدیرعامل توانیر با تشریح گستره بی سابقه شبکه برق کشور و نقش حیاتی صنعت برق در دوره جنگ ۴۰ روزه، از پایداری شبکه با میانگین خاموشی کمتر از یک ساعت، تقدیم هشت شهید و بیشتر از ۱۲۰ مجروح در طول این مدت اطلاع داد و گفت با افزایش ۳۰۰۰ مگاوات ظرفیت نیروگاهی، توسعه تجدیدپذیرها و مدیریت هوشمند مصرف، شرایط تامین برق در تابستان امسال از سال قبل بهتر خواهد بود؛ بشرط همراهی مردم، بخصوص مشترکان پر مصرف.

کارکنان بهداشت و درمان


در روایت رسمی جنگ، بیمارستان ها اغلب بعنوان مراکز درمان مجروحان دیده می شوند؛ اما واقعیت پیچیده تر است. نظام سلامت باید همزمان با افزایش تقاضا، با محدودیت منابع هم دست وپنجه نرم کند. از دید تحلیلی، این وضعیت نمونه ای از فشار بر ظرفیت سیستم است جایی که تقاضا از ظرفیت عملیاتی فراتر می رود. مدیریت این شکاف نیازمند تصمیم های سخت است: اولویت بندی بیماران، اختصاص منابع و گاهی تعویق خدمات غیراضطراری. دراین میان، نیروی انسانی پزشکان و پرستاران به مهم ترین دارایی تبدیل می شوند؛ اما با این وجود در معرض فرسودگی شدید قرار دارند.
با وجود حملات گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشور به مناطق مسکونی و زیرساخت های تولید، مراکز درمانی و تحقیقاتی و حتی داروخانه ها هم از این قاعده مستثنی نبودند و لطمه های جدی متحمل شدند.
براساس اظهارات اخیر وزیر بهداشت و درمان، ۴۰ مرکز دارویی در جنگ اخیر لطمه دیده اند. او همین طور اظهار داشت که در بیمارستان ها هم بیشتر از ۵۰ بیمارستان و مرکز درمانی گرفتار لطمه های کلی یا جزئی شده اند و بیشتر از ۶۰ آمبولانس در این حملات لطمه دیده اند؛ پایگاه های اورژانس هم به همین ترتیب متحمل خسارت شده اند. به صورتی که حدود ۲۴۰ مرکز بهداشتی در این حملات لطمه دیده اند که این امر خلاف تمام دستورالعمل ها و پروتکلهای بین المللی است. اما وزیر دراین باره اظهار داشت که با توجه به این خسارات، روند تامین دارو برای مجروحان و مردم بدون وقفه و با حداقل کمبودها درحال پیگیری است. اعلام این آمارها از جانب وزیر بهداشت نشان میدهد با وجود لطمه گسترده ای که از سمت دشمن به ساختار درمان کشور وارد شد، اما این بخش بازهم به رسالت خود ادامه داد.

کارگران پشت صحنه صنعت


صنعت در زمان جنگ، از یک سیستم بهینه به یک سیستم «بقا» تبدیل می شود. تمرکز از بهره وری به استمرار تغییر می کند. تکنسین ها و کارگران، با تعمیر، تطبیق و جایگزینی، چرخه تولید را زنده نگه می دارند. در ادبیات اقتصادی، این وضعیت به انعطاف پذیری تولید اشاره دارد توانایی تغییر سریع در جواب محدودیت ها. این می تواند شامل تغییر مواد اولیه، بازطراحی محصول یا حتی تغییر کامل خط تولید باشد. آن چه کمتر دیده می شود، مهارت و خلاقیتی است که در سطح کارگاهی برای عبور از این محدودیت ها به کار گرفته می شود.

جریان انتقال کالا


در لایه اجرایی اقتصاد، داده های حوزه بندر و حمل و نقل تصویری از ادامه و حتی تقویت جریان کالا در طول جنگ ۴۰ روزه را ارایه می دهند. برپایه گزارش وزارت راه و شهرسازی؛ حفظ کارکرد پایدار بنادر در شرایط ویژه منجر به انتقال حدود ۳ میلیون و ۹۸۵ هزار تن کالای اساسی و نهاده دامی شده و رشد ۲۲ درصدی حمل اقلام ضروری نسبت به سال قبل را رقم زده است. این عملکرد در کنار سیاست تمرکززدایی واگذاری اختیارات مدیریتی به استان ها سبب تسریع تصمیم گیری و کاهش گره های اجرایی بدون اتکا به فرایندهای مرکزی شده است.
در شبکه جاده ای هم جابه جایی بیشتر از ۶ میلیون و ۱۱۲ هزار تن کالا و صدور ۳ میلیون و ۵۵۸ هزار بارنامه، همراه با فعالیت بی وقفه ناوگان حمل و نقل، نشان دهنده پایداری عملیاتی است؛ پایداری ای که با ادامه پروژه های زیرساختی همچون کریدور رشت–آستارا و حفظ تأسیسات حیاتی راه آهن تکمیل می شود.

ستون های نامرئی جنگ ۴۰ روزه


در ادامه این روایت از لایه اجرایی اقتصاد، اظهارات فرزانه صادق، وزیر راه و شهرسازی، ابعاد انسانی و عملیاتی این پایداری را روشن تر می کند. او با اشاره به پیام مسعود پزشکیان و تقدیر از رانندگان بعنوان «سرداران جاده»، تاکید می کند که عملکرد این قشر نه فقط در شرایط عادی بلکه در دوره های بحرانی هم تعیین کننده بوده است. به قول او، ثبت رکورد جدید در حمل کالای اساسی از بنادر در دوره جنگ رمضان، در مقایسه با دوره پیشین و همین طور افزایش حدود ۲۰ درصدی در پروسه تخلیه و ترخیص کالا، نتیجه مستقیم ادامه فعالیت همین نیروهای میدانی است.
این در صورتی است که رانندگان با چالش های مختلفی همچون هزینه های عملیاتی، فرسودگی ناوگان و دشواری های مسیر مواجهند؛ اما بازهم با طی فواصل زیاد گاهی بدون بار و فقط برای رسیدن به مبادی بارگیری، زنجیره تامین را فعال نگه می دارند. این سطح از تعهد و کارکرد، نشان میدهد در دل سیاستهای کلان، آن چه واقعا پایداری اقتصادی را تضمین می نماید، حضور مستمر و تلاش بی وقفه همین نیروهای کمتر دیده شده است که در عمل ستون فقرات لجستیک کشور را شکل می دهند.
در نهایت، آن چه از دل این روایت چندلایه بیرون می آید اینست که اقتصاد در شرایط جنگی نه با توقف، بلکه با «تغییر ریتم» ادامه پیدا می کند. اگر در سطح کلان از سیاست گذاری، تحریم یا مدیریت بحران صحبت می شود، در سطح اجرا این مفاهیم تنها زمانی معنا پیدا می کنند که به حرکت روزمره انسان ها گره بخورند؛ انسان هایی که در جاده، بندر، بیمارستان، نیروگاه و کارخانه، بی وقفه کار می کنند.
گزارش های پایداری واقعی یک کشور، بیشتر از آن که در اسناد رسمی یا تصمیم های مرکزی شکل بگیرد، در همین لایه های نامرئی و کمتر دیده شده ساخته می شود؛ جایی که راننده، کارگر، پرستار و تکنسین، هرکدام بخشی از یک شبکه حیاتی اند که اجازه نمی دهند زندگی متوقف شود. حتی در سخت ترین شرایط، شهرها بطورکامل خاموش نمی شوند؛ بلکه با نظمی شکننده اما پیوسته به حرکت ادامه می دهند.
در این میان، مفهوم «ستون های نامرئی اقتصاد» دقیقا به همین واقعیت اشاره دارد این که بقا و ثبات، نه محصول یک تصمیم واحد، بلکه نتیجه هماهنگی هزاران کنش کوچک و مداوم است. کنش هایی که شاید در قاب خبرها دیده نشوند؛ اما اثرشان در سفره مردم، در چراغ های روشن شهر و در جریان بی وقفه کالاها بطورکامل قابل لمس است. در یک نگاه کلی، اگر جنگ را بعنوان آزمونی برای تاب آوری یک جامعه درنظر بگیریم، پاسخ این آزمون نه در سطح شعار یا سیاست، بلکه در همین لایه های اجرایی داده می شود؛ جایی که «ادامه دادن کار»، خود به مهم ترین شکل مقاومت تبدیل می شود.
منبع: روزنامه فرهیختگان


منبع:

1405/02/16
13:29:31
0.0 از 5
115
تگهای خبر: بازی , پرستار , پزشك , تولید
این پست تاکسی مدرن را می پسندید؟
(0)
(0)
X

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۱ بعلاوه ۵

لینک دوستان تاكسی مدرن

تاکسی مدرن

تگهای تاكسی مدرن

taximodern.ir - حقوق مادی و معنوی سایت تاكسی مدرن محفوظ است

تاكسی مدرن

سفارش آنلاین تاکسی مدرن

تاکسی مدرن، همراه هوشمند شما در سفرهای شهری